وداع با سردارِ دل‌ها؛ روایتِ بی‌قراری ملتی در بدرقه سربازِ وطن

وداع با سردارِ دل‌ها؛ روایتِ بی‌قراری ملتی در بدرقه سربازِ وطن

بدرود ای سربازِ سرافرازِ ولایت؛ اگرچه امروز تو را در آغوشِ خاک می‌سپاریم، اما نامِ تو بر تارکِ تاریخِ این ملت، همچون ستاره‌ای فروزان، راهنمای نسل‌های آینده خواهد بود. ما امروز با پیکرِ تو وداع نکردیم، بلکه با آرمان‌های تو پیمان بستیم که تا آخرین نفس، پای ایرانِ سربلند ایستاده‌ایم.

تابوتی که بوی بهشت می‌دهد: وداع با «زهرا»، نوگلِ پرپرشده‌ی رهبری

تابوتی که بوی بهشت می‌دهد: وداع با «زهرا»، نوگلِ پرپرشده‌ی رهبری

ای خدایِ رحمان! این نوگل، در حالی به سوی تو پر کشید که هنوز بوی شیر مادر و آرامشِ آغوش می‌داد. دشمنان با این جنایتِ بی‌شرمانه، بار دیگر ماهیتِ ضدانسانی خود را به جهانیان نشان دادند؛ اما نمی‌دانند که تابوتِ کوچکِ زهرا، امروز بزرگ‌ترین سندِ رسوایی آنان و بلندترین فریادِ بیداریِ امت است.

در امتداد مسیر ولایت/ سفر، پایانِ حضور نیست
از اندوه فقدان تا عهد ماندگار؛

در امتداد مسیر ولایت/ سفر، پایانِ حضور نیست

غم این فقدان، فراتر از یک احساس عاطفی گذرا، بازخوانی یک میراث بزرگ است؛ میراث صبوری، بصیرت و هدایت در مسیر حق. این اندوه بزرگ، اگرچه چشم‌ها را بارانی می‌سازد، اما همزمان وجدان‌ها را بیدار می‌کند تا ارزش نعمتی را که در میان ما بود و راه دشواری را که او هموار کرد، عمیق‌تر از پیش درک کنیم.

ماکان را دیگر کجا باید جست‌وجو کرد؟

ماکان را دیگر کجا باید جست‌وجو کرد؟

ماکان دیگر در کوچه‌های میناب قدم نخواهد زد، پشت نیمکت کلاس نخواهد نشست و دفتر آرزوهایش را ورق نخواهد زد؛ اما نام او در حافظه مردم زنده خواهد ماند. او تنها یک نام نیست؛ نماد مظلومیت کودکی است که فرصت زندگی از او گرفته شد و حتی پیکرش نیز برای آخرین بدرقه به آغوش خانواده بازنگشت.

روایت جوانی که هفدهم رمضان آمد و هفدهم رمضان پر کشید

روایت جوانی که هفدهم رمضان آمد و هفدهم رمضان پر کشید

امروز نام محمدمهدی بیرامی تنها نام یک شهید نیست؛ نام جوانی است که آینده، جوانی، عشق و آرزوهایش را برای امنیت ایران فدا کرد. او رفت، اما روایت غیرت، ایمان و فداکاری‌اش برای همیشه در حافظه این سرزمین خواهد ماند.