از میدان جنگ تا مستطیل سبز؛ اینجا ایران برای عزتش میجنگد
تیم ملی امروز، تیم یازده نفره فوتبال نیست؛ تپش قلب یک ملت است. ملتی که با وجود همه زخمها، امید را زنده نگه داشته و باور دارد که ایران، با خون شهیدانش، هرگز شکستپذیر نخواهد بود.
تیم ملی امروز، تیم یازده نفره فوتبال نیست؛ تپش قلب یک ملت است. ملتی که با وجود همه زخمها، امید را زنده نگه داشته و باور دارد که ایران، با خون شهیدانش، هرگز شکستپذیر نخواهد بود.
عاشورا به ما آموخت که ظلم، حتی اگر گلوی یک کودک را نشانه بگیرد، ماندگار نخواهد شد و خون بیگناهان، روزی دامان ستمگران را خواهد گرفت. از کربلا تا امروز، تاریخ یک حقیقت را بارها تکرار کرده است؛ کودککشی، نشانه قدرت نیست، سند شکست و رسوایی ظالمان است.
امسال، اشکهایمان تنها برای مصیبت کربلا نیست؛ برای همه کودکانی است که آرزو داشتند در عزای حسین(ع) سینه بزنند، اما خود پیش از آغاز محرم، آسمانی شدند. برای مادرانی که به جای آماده کردن لباس مشکی فرزندشان، بر مزار او اشک میریزند و با هر نوای طبل، داغی تازه در دلشان زنده میشود.
امروز ملیپوشان ایران تنها بازیکنان یک تیم فوتبال نیستند؛ آنان جنگجویان ایرانی با سلاح ورزش هستند؛ مردانی که در قلب آمریکا، با غیرت، اتحاد و شرافت ملی از نام ایران دفاع میکنند. هر حرکت آنان در زمین مسابقه، پاسخی است به آنان که میخواستند صدای ایران را خاموش کنند.
برای سردار اسدالله بادفر، آن آرزوی دیرینه «شهادت» بود؛ شعلهای که از روزهای شور و حماسه در جبهههای دفاع مقدس در دلش جوانه زد و پس از دههها خدمت مخلصانه و وفاداری بیسروصدا، سرانجام در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ به بار نشست.
شهیدی که نامش با رنج و تلاش گره خورده بود، زندگیش را در سختی ساخت، بیآنکه از خستگیهایش سخنی بگوید.
محمدحسین، «شهیدِ رمضان» بود. او نهتنها به پدر و مادر و خانوادهاش احترام می گذاشت. بلکه بین اقوام و همکاران از مهربانی و محبت و احترام به بزرگترها از او یاد می کردند.