فرشتههای بیادعا در دل ویرانی
شدت انفجار همهچیز رو بههم ریخته بود. شیشهها یکی یکی شکسته و روی زمین پخش شده بودند، در و دیوار آسیب دیده بود و خونهای که روزی مأمن آرامشمون بود، حالا ساکت و زخمی، شبیه یک ویرانه ایستاده بود. گرد و خاک همهجا رو گرفته بود و انگار حتی هوا هم بوی غم میداد.





