خرچنگها در اماناند، رؤیاهای ما نه!

✍🏻 هدی منصوری _ خبرنگار
از تاتیتاتی کردن تا رفتن به کلاس اول، دفترهای مشق، شبهای امتحان، کافهها و مسافرتهای نرفته، روزهای پراضطراب کنکور تا پذیرش در رشته پرطرفدار پزشکی و قاطی شدن اشک شادی و غم!
اینها محتوای یک فیلم ترسناک و تراژدیکِ بیستسالهاند که از دیروز، در ذهن خانواده بیگناه درهشهری، بیوقفه در حال اکران است؛ فیلمی که از اولین قدمهای کودکی زهرا ضیا، دانشجوی دانشگاه علومپزشکی ایلام، آغاز میشود و به تلخترین قاب ممکن در بلوار دانشجو میرسد.
دختری که قرار بود در آیندهای نهچندان دور، روپوش سفید پزشکی بر تن کند و برای نجات جان انسانها قدم بردارد، جان خودش گرفته شد!
آنسوی مرزها اما؛ جزیرهای در استرالیا را تصور کنید که برای جلوگیری از مرگ یک گونه جانوری، زیرساختهای جادهای را آنگونه میسازند که خاری به انگشت یک خرچنگ نرود، خدای ناکرده!
آن خرچنگها نه کلی خاطره بر جای گذاشتهاند، نه فامیل سببی و نسبیای دارند که نبودشان آن غم عمیق و بیدرمان را به جان عزیزانشان بیندازد.
نه از گذشته تاکنون بارها با لبخند عکس گرفتهاند، نه از اهداف آیندهشان برای کسی سخن گفتهاند.
اینجا اما اشرف مخلوقات قربانی است؛ قربانی بیتدبیریها، قولهای عملنکرده، بیتوجهیها، عادی بودن حوادث و فجایع، تقصیر را به گردن دیگری انداختن؛ و همان بازی آشنای «کی بود، کی بود، من نبودم».
هنوز داغ این حادثه تازه بود که امروز، دو دانشجوی دیگر، در همین بلوار دانشجوکُش دچار حادثهای مشابه شدند.
گویی عزرائیل با داس مرگش کمین کرده این اطراف!
اینجاست که دیگر نمیتوان این اتفاقات را صرفاً دو حادثه رانندگی دانست و از کنار آن گذشت!
حالا و در پی این دو حادثه، هزاران سؤال در ذهن هر ایلامی جولان میدهد. مگر نه اینکه سالهاست از ضرورت ایمنسازی معابر و حفظ جان شهروندان سخن گفته میشود؟ پس سهم بلوار دانشجو از این همه حرف و وعده چیست؟ چرا در چنین محدوده پرترددی، نه خبری از پل عابر پیاده هست و نه حتی زیرگذری برای عبور امن عابران؟ چرا مسیر پیادهشدن دانشجویان از اتوبوس، در دو سوی بلوار، با خطکشی و علائم ترافیکی مشخص و ایمن نشده است؟
«شوتیسواران» گرام هم که همچنان میتازند و معلوم نیست با کدام قانون وv ماده و تبصره ترمزشان کشیده خواهد شد!
مسئولان دانشگاه علوم پزشکی هم از مکاتبات و درخواستهای مکرر برای نصب سرعتگیر و احداث پل عابر پیاده گفتهاند؛ درخواستهایی که ظاهراً همچنان در پیچوخم نامهنگاریها ماندهاند.
البته نه که دانشگاه هم بیتقصیر باشد!
مگر نمیشد با هماهنگی سرویسهای دانشجویی، محل پیادهشدن دانشجویان به سمتی منتقل شود که برای رسیدن به مقصد، مجبور به عبور از عرض بلوار نباشند؟
حالا خدا میداند توپ در زمین کدام دستگاه است!
شهرداری و متولیان ایمنسازی معابر، پلیس راهور، دانشگاه علوم پزشکی و مسئولان حملونقل، هرکدام چه سهمی در این وضعیت دارند؟
دو حادثه در دو روز متوالی، در یک نقطه، دیگر جایی برای عادیانگاری باقی نمیگذارد. قرار نیست هر بار جان عزیزی از دست برود و بعد، دستگاهها با نامه و پاسخ و ارجاع، مسئولیت را به زمین دیگری بیندازند.
مسئولان گرامی!
امید داریم ضربالمثل «مرگ خوبه، اما برای همسایه!» سرلوحه تصمیمگیریهایتان نباشد؛ چراکه حادثه، آدرس و نسبت فامیلی نمیشناسد و چهبسا روزی، همسایهای در کار نباشد!
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰