از یک وعدهی ساده تا یک دیدار در آسمان
انگار یه داغ بزرگ، روی همه داغها نشست… انگار ستون دل خیلیها فرو ریخت… بچههایی که آرزوی دیدنش رو داشتن… بچههایی که با اون دلهای پاکشون گفته بودن «میخوایم بریم پیش رهبری»…
انگار یه داغ بزرگ، روی همه داغها نشست… انگار ستون دل خیلیها فرو ریخت… بچههایی که آرزوی دیدنش رو داشتن… بچههایی که با اون دلهای پاکشون گفته بودن «میخوایم بریم پیش رهبری»…
ماکان عزیز… مادرت هنوز صدایت میزند، هنوز چشم به راه است… چشم به راه معجزهای که تو را برگرداند، حتی اگر فقط برای یک آغوشِ آخر باشد…
اون بچه با پرچم ایران توی بغل مادرش به خواب میره و وقتی میخوابه، انگار توی خواب چشماش دوخته میشه به افقهای دور و بلند، به تمام افتخارات و قهرمانیهایی که ایران توی تاریخش داره.
و چه تلختر آنکه این داغ، از حادثهای دردناک در مدرسهای در میناب بر دلها نشست… کودکانی که باید در حیاط مدرسه میخندیدند، نامشان با اندوه گره خورد…
شریفی اظهار کرد: این اثر هنری، علاوه بر جنبههای زیباییشناختی، روایتگر ارادت مردم و هنرمندان به آرمانهای انقلاب است و قرار است در مناسبتهای مختلف فرهنگی و هنری نیز به نمایش گذاشته شود.
تجربههای اخیر نشان داده است که هرجا روایت اول در اختیار جریان خودی نبوده، دشمن توانسته با بزرگنمایی یا تحریف، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
حضور پرشور مردم، خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران، جوانان و سالخوردگان در این آیین تشییع، صحنههایی ماندگار از همبستگی و قدرشناسی را رقم زد.