فرش قرمز ونیز؛ پشت این «آزادی» چه چیزی پنهان است؟/ قبل از سخن گفتن از زنان ایران، همه زنان ایران را ببین

✍️الهام جمالوندی
هنر قرار است صدای مردم باشد؛ قرار است دردها را روایت کند، آدمها را به هم نزدیکتر کند و صدای کسانی باشد که شاید هیچ تریبونی برای شنیدهشدن ندارند.
اما بعضی حرفها، در بعضی زمانها و از بعضی تریبونها، بهجای همدلی میتواند زخمی تازه بر دل مردم بزند.
روی سخنم با لاله مرزبان است؛ وقتی روی یک تریبون جهانی از «آزادی زن ایرانی» صحبت میکنی، آیا قبل از خواندن آن برگه، لحظهای به فکر مردم و هموطنانت بودی؟ آیا مادر ماکان، علی، دانشآموزان و خانوادههای داغدار میناب، شهدای ناو دنا، سربازان، کودکان و پدران و نظامیهایی که در مرزها جانشان را از دست دادهاند، به یادت آمدند؟
کاش قبل از آنکه از درد زنان ایران بگویی، یادت میآمد زنانی هستند که همین امروز در سوگ فرزندشان نشستهاند؛ مادرانی که دیگر صدای فرزندشان را نمیشنوند، همسرانی که چشمانتظار عزیزشان ماندهاند و زنانی که تمام خواستهشان این است که خانوادهشان در امنیت و آرامش زندگی کند.
زن ایرانی فقط زنی نیست که روی فرش قرمز یک جشنواره جهانی ایستاده باشد و از آزادی سخن بگوید. زن ایرانی، همان مادری است که با هزار سختی فرزندش را بزرگ کرده؛ همان زنی است که سالها با مشکلات این جامعه جنگیده؛ همان زنی است که داغ دیده، صبر کرده و باز هم زندگی را ادامه داده است.
آزادی برای زن ایرانی فقط یک کلمه نیست. زن ایرانی امنیت، احترام، آرامش، حق انتخاب و زندگی شرافتمندانه میخواهد. نمیشود درد و خواسته میلیونها زن ایرانی را فقط در یک روایت خلاصه کرد.
و وقتی از «زن ایرانی» صحبت میکنی، این سؤال هم برای بسیاری مطرح میشود: آیا تصویری که از خودت در آن مراسم ارائه دادی، واقعاً نماینده همه زنان ایرانی است؟ اگر از آزادی و حق انتخاب حرف میزنیم، پس باید قبول کنیم که هر زن ایرانی حق دارد انتخاب خودش را داشته باشد و هیچکس نمیتواند تعریف خودش از زن ایرانی را به همه زنان یک کشور تعمیم دهد.
انتقاد کردن حق توست و هیچکس نباید به خاطر عقیدهاش مورد توهین قرار بگیرد. اما همانطور که تو حق داری از یک تریبون جهانی صحبت کنی، مردم ایران هم حق دارند بگویند حرفهایت چه حسی در آنها ایجاد کرده است.
مسئله ما حضور تو در ونیز یا دریافت جایزه نیست. مسئله این است که وقتی یک هنرمند در برابر چشم میلیونها نفر از مردم جهان صحبت میکند، حرفهایش دیگر فقط یک حرف شخصی نیست؛ تصویری است که از مردم و جامعهاش به جهان ارائه میدهد.
کاش در کنار حرف زدن از آزادی زنان، یادی هم از زنانی میکردی که همین روزها در سکوت داغدارند.
کاش صدای همه را میشنیدی؛ صدای مادر داغدار، صدای کودک بیپناه، صدای همسر چشمانتظار، صدای سربازی که برای دفاع از مرزهای کشورش جان داده و صدای خانوادهای که فقط امنیت میخواهد.
هنرمند میتواند منتقد باشد، معترض باشد و حتی مخالف باشد؛ اما مسئولیت او این است که رنج مردم را گزینشی روایت نکند.
لاله مرزبان، شاید آن سخنان برای تو فقط چند دقیقه از یک مراسم بود، اما برای مردمی که این روزها داغدار و نگراناند، بعضی جملهها بسیار سنگینتر از چیزی است که گوینده تصور میکند.
ای کاش قبل از هر تریبون جهانی، یک لحظه به این فکر کنیم که حرفمان وقتی به خانههای مردم ایران میرسد، چه زخمی را باز میکند و چه دلی را میشکند.
اگر هنر قرار است صدای مردم باشد، باید صدای همه مردم باشد؛ نه فقط صدای بخشی از آنها.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰