دیگران گویند تجربه زیسته اما من شعر مولانا می خوانم/ دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد…
و خلاصه آنکه هرکس درد خود را دارد و آواز دهل شنیدن از دور خوش است.
و خلاصه آنکه هرکس درد خود را دارد و آواز دهل شنیدن از دور خوش است.
حالا که آب ریخته و اعتبارات توزیع شده برنمی گردد؛ لطف کنید میزان و محل توزیع اعتبارات را ریال به ریال در اختیار مردم قرار دهید....
محمد نبودی ببینی شهر آزاد گشته احساس دیگری به مخاطب می دهد و دنیایی از خاطره ها در خانه اذهان تجدید خاطر می کند.
اگر بگوییم ما نان از پی ناز درخت و نوازش مرتع می خوریم و امنیت غذایی مان وابسته به امنیت زیستی است سخنی به گزاف نگفته ایم.
گاهی احساس از عقلم پیشی می گیرد اما آنرا با چوب دستی استدلال سر جای خود می نشانم ولی چه فایده آن آتشفشانی است که گاه گاهی فوران می کند.
ماربره جبهه ایست که یک دنیا حرف برای گفتن دارد، زمین فوتبالیست دیگر نه در چوار بلکه در دامنه شنه چیر زیبا.
خوش آمدید ای شهره های گمنام، به راستی که راز ماندگاری شما در دلها همین گمنامی و افتادگی تان است.