میناب؛ زخمِ ناسورِ مادری در آینه سیاست؛
فاجعهی مدرسه در میناب، ۱۶۸ پرپر شده در جستجوی دانش

حادثهی بمباران مدرسهای در میناب، زخمی عمیق و التیامناپذیر بر پیکرِ تاریخِ این سرزمین است. در آن روزِ تلخ، ۱۶۸ دانشآموزِ بیگناه، در حالی که غرقِ رویاهای کودکانه و اشتیاق به یادگیری بودند، هدفِ حملهای وحشیانه قرار گرفتند و به خاک و خون کشیده شدند. آسمانِ میناب، نه شاهدِ نبردی برابر، که شاهدِ پرپر شدنِ غنچههایی شد که قرار بود شکوفههای فردای ایران باشند.
آنچه این فاجعه را دردناکتر میکند، توجیهِ سیستماتیک آن است. زمانی که سخنگوی یک ابرقدرت، به جای پذیرشِ مسئولیتِ این جنایتِ آشکار علیه بشریت، آن را در لفافهی واژگانِ دیپلماتیک میپیچد، زخمی عمیقتر بر جانِ مادرانِ داغدار میزند. مادرانی که در آن لحظاتِ هولناک، نه تنها یک فرزند، بلکه تمامِ دنیای خود را از دست دادند؛ مادرانی که بسیاری از آنها، داغِ از دست دادنِ همزمانِ دو فرزندِ دلبندشان را بر سینه دارند، قربانیِ سیاستهای ظالمانهای که حتی حاضر به عذرخواهی نیستند.
امروز، همان صدایی که بانگِ مرگِ کودکانِ میناب را با «توجیه» خاموش کرد، در مقامِ «مادر» به استقبالِ نوزادِ خویش میرود. این تصویر، تضادی عمیق را به نمایش میگذارد: چگونه قلبی که برای تولدِ فرزندِ خود میتپد، میتواند با دیدنِ صحنهی پرپر شدنِ ۱۶۸ کودکِ بیگناه، تنها به دنبالِ سرهم کردنِ یک توجیهِ سیاسی باشد؟
مادری، مقدسترین پیوندِ انسانی است که از مرزها و زبانها فراتر میرود. این واقعه، تلنگری است به وجدانهای خفته تا بدانند که سیاست، هرگز نباید به قیمتِ نادیده گرفتنِ اشکهای مادرانی تمام شود که هنوز در کلاسهای خالیِ میناب، عطرِ فرزندانِ از دست رفتهشان را جستجو میکنند.
کاش هر سیاستمداری در جهان، پیش از توجیهِ جنگی یا حملهای، تنها لحظهای خود را در جایگاهِ مادری قرار دهد که فرزندش را در خون دیده است؛ آنگاه شاید جهان، به جایِ میدانِ نبرد، به پناهگاهی امن برای کودکانِ آینده تبدیل شود.
✍🏻الهام جمالوندی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰