مادران؛ سنگ صبوران بی مدال

در هنگامه بحران و دلآشوبی، آنگاه که صدای انفجار و زمزمه شایعه، آرامش را از کوچهها میرباید، اولین سنگر و آخرین پناه خانواده کجاست؟
در جامعه سنتی و نیمهمدرن ایران، این نقش حیاتی و حیاتیتر از همیشه بر دوش مادر است. مادران، با چشمانی پر از بیم اما دلی سرشار از شجاعت، تکیهگاه خانه میشوند؛ دژهایی مستحکم در برابر طوفان، با سکوتی نجیبانه و حضوری بیهیاهو. در شهرهایی نظیر ایلام و کرمانشاه که سابقه بحران در حافظه جمعیشان قوی است، این نقش دوچندان میشود.
نقش مادر در زمان بحران، نه فقط تربیتی، بلکه روانی-اجتماعی است. مادران بهطور ناخودآگاه، تبدیل به تنظیمگر روانی جمع میشوند.
آنها قهرمانانی هستند که در خاموشی اشک میریزند اما در برابر فرزندان لبخند میزنند؛ سنگصبورانی بیمدال که آرامش را حتی از دل ترس بیرون میکشند و به خانه میآورند.
مادری که میتواند در دل ناامنی، برنامه روزمره کودکان- از پختن غذا تا تشویق به بازی- را ادامه دهد، در واقع پیامی حیاتی به ذهن کودک منتقل میکند: “دنیا هنوز هم قابل زندگیست.” این پیام روانی، اساس شکلگیری «روانتابآوری» در نسل آینده است.
اما این ایستادگی هزینه دارد. بسیاری از مادران دچار پدیدهای به نام “فروخوری عاطفی” میشوند؛ سرکوب آگاهانه ترس و اضطراب خود برای تثبیت جو خانه.
مادری مانند “مریم” ۴۳ ساله، گوشی را روی بیصدا میگذارد تا اضطرابش به بچهها منتقل نشود، خبرها را از آنها پنهان میکند و به جای آن، برایشان داستان تعریف میکند یا کیک میپزد.
زینب ۳۷ ساله، حتی وقتی از نگرانی خوابش نمیبرد، فرزندانش را در آغوش میگیرد و تکرار میکند: «همهچیز خوب است.».
این “مهندسی عاطفی” فشار سنگینی به روح مادر وارد میکند، زیرا «اگر مادر نلرزد، خانواده نمیلرزد.» اما این فروخوردن اگر بدون تخلیه روانی باقی بماند، بهتدریج منجر به فرسودگی روانی یا افسردگی گسترده در سطح جامعه خواهد شد.
امروز، در پی ناآرامیهای منطقهای یا تهدیدهای نامرئی جنگ نرم و شایعات شبکههای اجتماعی- که ترس در آنها نامرئی اما واقعیتر است- نقش مادر بهعنوان فیلتر اطلاعات، مفسر روانی اخبار و ایجادکننده حس امید، حیاتی است.
آموزش سواد رسانهای و مهارتهای روانتابآوری برای مادران مناطق بحرانزده، باید به یک سیاست عمومی تبدیل شود.
مادران، این ستونهای عاطفی خانه، همانقدر که تکیهگاه فرزندان و همسرانشان هستند، جامعه نیز باید تکیهگاهی برای آنان باشد.
نمیتوان انتظار داشت مادری با اضطراب کنترلنشده منبع آرامش برای خانوادهاش باشد. احترام عمیق فرهنگی به مادر باید در سیاستگذاری، آموزش، رسانه و توجه به سلامت روان مادران در زمان بحران شکل عملی پیدا کند. اگر سیستمهای حمایتی روانی و اجتماعی برای مادران ایجاد نشود، دیر یا زود شاهد فرسودگی روانی این قهرمانان خواهیم بود.
قهرمان در فرهنگ ما کسی است که به چشم بیاید، اما مادران ایلامی و دیگر شهرهای بحراندیده، قهرمانانی هستند که هرگز در قاب دوربین قرار نمیگیرند؛ آنها در سکوت، در سایه و در دل ترس، خانه را سرپا نگه میدارند. صدایشان شاید در خبرها شنیده نشود، اما در دل هر کودکی که با خیال راحت خوابیده است، پژواک دارد.
امروز بیش از هر زمان دیگری مادران نیاز به دیدهشدن، درکشدن و حمایت دارند، چون آنها هستند که آرامش فردا را در آغوش خود میپرورانند.
✍️ آرزو جمالوندی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰