تاریخ انتشار : پنجشنبه 13 اردیبهشت 1403 - 9:48
کد خبر : 14866

✍علیرضا معراجی

کارگری که معلم بود

کارگری که معلم بود
روز کارگر برای ما چیزی شبیه روز پدر است آخه ما بچه کارگری کشاورز بودیم.

تاریکی شب رو به پایان بود
و طلیعه ی زیبای سحر در حال دمیدن
صدای دعای پدری کارگر، شنیدنی بود
دعا برای پیروزی بوسنی هرزگوین و رهایی از دست میلوشویچ…

خنده ی ما از زیر پتو در هوای مخملی صبح های زاگرس…

آخه بوسنی ۱۰ بر صفر عقب است…

و باز به دعاهایش ادامه می داد:
خدایا به تو پناه می بریم
از تیغ برنده، سگ درنده و … سلیطه
و باز خنده های ما، آخه مگه دعا قحطی ه!!!

کم کم صدای موسیقی سماور نفتی بلند و بلندتر می شد…
پدر مهیای رفتن به سرکار و ماهم آماده ی پرسه زدن در کوچه پس کوچه های آن زمان که صفای دیگری داشت
شب که شد کِرِم ترک دست را بر دستان پدر مالیدیم، اما  نمی دانم چه چیزی التیام بخش ترک های دلش بود…!!!
امروز سر مزارش رفتم
سلام مردِ بزرگ
سلام پهلوان
مادر از زیر خروارها خاک با آن مهربانی همیشگی ش مغرورانه خوشحال از اینکه پسرش همچنان از همسرش حساب می کشد…
در مسیر برگشت معلمم را دیدم، پیر شده بود، اما شمیم دلنواز و بوی عطر و ابهت معلمی ش همچنان ماندگار، پیرهن کهنه اش آشنا بود اما بوی پیرهن یوسف را می داد…

آها… راستی امروز ۱۲ اردیبهشت (روز کارگر)،
کارگران روزمزد مشغول کار بودند!!!
و روز کارگر هم روز کارگری کردنشان بود..!!!

آنهایی که اگر روز کارگر تعطیل باشند و کار نکنند، یک روز عقب نمی مانند، می میرند…!!!

روز کارگران روزمزد مبارک

پانوشت:
*میلوشویچ (صربستان) در دهه ی هفتاد ۱۰۰ هزار نفر از مردم مسلمان بوسنی را قتل عام کرد.

*ما بزرگ شدیم و به عظمت دعاهای پدر پی بردیم

*پدر سالها در پالایشگاه بصره عراق کار کرده بود و به زبان عربی مسلط و انگلیسی را نسبتا” مکالمه می کرد

*بعضیا امروز در روز کارگر دنبال کارگر ارزان برای کار در خانه باغ هایشان بودند!!!

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.