✍️آرزو جمالوندی
آسمانِ پایتخت، گویی سنگینتر از همیشه نفس میکشید و ثانیهها در التهابی بیامان میگذشتند. تهران، از آن ساعتهایی که میرفت جمعه را به شنبه گره بزند، چشم برهم نگذاشته بود. از خنکای شب دوازدهم تیرماه تا گرگو میش صبح، شهر یکپارچه بیدار بود.
بهانه نیاز نبود؛ دردی مشترک، میلیونها قلبِ بیقرار را به یک مقصد واحد فرا میخواند: مصلای امام خمینی(ره).
امت آمده بودند تا در یک روز تاریخی، وداعی را در حافظه جهان ثبت کنند که فراتر از توان واژههاست. خورشید هنوز بر فراز آسمان تهران نتابیده بود، اما خیابانها مملو از دریای انسانهایی شد که از پس سالها حماسه، جنگ و موشکباران، با قلبی اندوهگین از غمی بیپایان، به سوی آخرین دیدار، آخرین نجوا و آخرین زیارت میشتافتند.
ورودیهای مصلی، تابلویی بینظیر از صبوری و پایمردی است. مردمی سیاهپوش، عزادار و برخی خاک و گلِ ماتم بر سر و شانه مالیده؛ زائرانی که شب را در تمنای یک لحظه دیدار به صبح پیوند زده بودند. گرما از در و دیوار سیمانی شهر زبانه میکشید، اما تب و تاب این عشق، تفتیدهتر از تیرماه تهران بود.
موکبهای مردمی دستبهکار شدند؛ جرعهجرعه آب خنک و شربت توزیع میکردند و مدام بر صورتهای خسته و بارانی زائران آب میپاشیدند. اما مگر شعله داغِ این وداع سرد میشد؟ هرچه گرما بیشتر میشد، حلقههای جمعیت درهم تنیدهتر، فشردهتر و گیراتر پیش میرفتند؛ چرا که مقصد، بسیار عزیزتر و سنگینتر از سختیِ راه بود. چشمان اشکبار، در میان این ازدحام، تنها یک مسیر را میجستند: مسیر وصل.
تشییعِ پیکر مطهر رهبر ایران، در آغوش ملتی که مانند یک خانواده در یک قاب گردهم آمده بودند، دلها را به کربلا پرواز داد. بلند شدن پیکر او بر روی دستان انبوهِ مردم عزادار، با آن غربت و عظمت، یادآور مصیبتی بزرگ بود؛ مصیبتی که بر سیدالشهدا، امام حسین (ع) و اهل بیت پاکش گذشت.
این ملت، درس ایستادگی و شهادت را در مکتب عاشورا آموخته بود و حالا با همان شور حسینی، عزیز خود را بدرقه میکرد.
اما این حماسه، مرزهای تهران را درنوردید و شکوهاش جهانی شد؛ بهویژه در خاکِ مقدس عراق. روزگاری ظالمی چون صدام حسین، با نخوت و غرور مدعی بود که صبحانه را در تهران خواهد خورد و دستآخر، تاریخ او را با خفت و بدون حتی یک تشییعِ رسمی به زبالهدان خود فرستاد. اما امروز، رهبر ایران اسلامی، نه تنها بر روی دستان پرمهر ملت خود، بلکه در قلب سرزمین عراق با پایگاهی عظیم از عشق و ارادت تشییع شد.
این همان وعده صادق الهی و عزت ملکوتی است که خداوند متعال به رهبر ما ارزانی داشت؛ تا جایی که کشور عراق با تمام وجود افتخار کرد که میزبانِ پیکر پاک رهبر شیعیان جهان باشد و خاک خود را با قدمهای سوگواران او تبرک کند. این همان شکوه مقتدرانهای است که جبهه باطل را به زانو درآورد.
این تشییع تاریخی به پایان رسید، اما نام و یاد او در جان زمان حک شد. تهران در گرمای سوزان سوخت، عراق به سوگ نشست و جهان با حیرت تسلیم این عظمت شد. پیکر پاک او از میان ما رفت، اما مکتب بیداری، مقاومت و عزتی که بنا نهاد، تا ابد زنده و جاری است.
ما با چشمانی اشکبار اما دلهایی استوار، در محضر این وداع تاریخی عهد میبندیم که بیرقِ این نهضت حسینی را هرگز بر زمین نگذاریم و راهِ سرخش را تا افق روشنِ پیروزی ادامه دهیم.
سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که زیست و روزی که حماسهساز و مقتدر به دیدار معبود شتافت.
#باید_برخاست
#بدرقه_آقای_شهید_ایران
#ایلام_دروازه_عتبات_عالیات

