شرهانی به ما یادآوری می‌کند که تاریخ دفاع مقدس فقط مربوط به گذشته نیست. این تاریخ بخشی از زندگی امروز ماست و شناخت آن به نسل‌های آینده کمک می‌کند بدانند آرامش و امنیت امروز با چه فداکاری‌هایی به دست آمده است.

✍️وحید جمالوندی

شرهانی امروز حال‌وهوای متفاوتی داشت. دشت‌هایی که روزگاری صدای گلوله و انفجار را به خود دیده بودند، این بار میزبان نوجوانانی بودند که با شور و اشتیاق از شهرهای مختلف کشور به این منطقه آمده بودند تا با بخشی از تاریخ سرزمینشان آشنا شوند.

دانش‌آموزانی که شاید هیچ‌وقت روزهای جنگ را تجربه نکرده باشند، اما امروز در همان جایی قدم می‌زدند که سال‌ها پیش جوانانی برای دفاع از ایران در آن ایستادگی کردند و بسیاری از آن‌ها جان خود را فدای وطن کردند.

کوله‌پشتی‌ها بر دوش، پرچم ایران در دست و شور نوجوانی در چهره‌ها؛ حضور این دانش‌آموزان فضای دیگری به شرهانی بخشیده بود. آن‌ها آمده بودند تا آنچه را پیش از این در کتاب‌ها و از زبان دیگران شنیده بودند، از نزدیک ببینند و بیشتر با روزهای دفاع مقدس آشنا شوند.

اما در کنار این شور و هیجان، صحنه‌های دیگری هم در مراسم دیده می‌شد؛ صحنه‌هایی که حال‌وهوای شرهانی را عوض می‌کرد و هر بیننده‌ای را به فکر فرو می‌برد.

مادران، خواهران، فرزندان و خانواده‌های شهدا با عکس‌هایی از عزیزانشان در مراسم حضور داشتند. عکس‌هایی که برای هر کدام از آن‌ها دنیایی از خاطره و دلتنگی بود. مادرانی که تصویر فرزند شهیدشان را در دست گرفته بودند و خواهرانی که با نگاه به عکس برادرانشان، خاطرات سال‌های دور را مرور می‌کردند.

وقتی نام شهدا برده می‌شد و از فداکاری‌هایشان سخن به میان می‌آمد، اشک در چشمان بعضی از حاضران جمع می‌شد. برای این خانواده‌ها، شهدا تنها نام‌هایی در کتاب‌های تاریخ نیستند؛ آن‌ها عزیزانی هستند که جای خالی‌شان بعد از سال‌ها همچنان در خانه و زندگی‌شان احساس می‌شود.

در گوشه و کنار مراسم نیز تلاش و تکاپوی برگزارکنندگان برای برپایی برنامه‌ای باشکوه و درخور شأن استان ایلام به چشم می‌آمد. هر کسی به شکلی مشغول انجام کاری بود تا این مراسم به بهترین شکل برگزار شود. شور و هیجان دانش‌آموزان، حضور خانواده‌های شهدا و تلاش عوامل اجرایی، در کنار هم فضای خاصی به این برنامه بخشیده بود.

شرهانی در جنوب استان ایلام و حوالی دهلران قرار دارد؛ منطقه‌ای که در دوران دفاع مقدس یکی از محورهای مهم عملیاتی بود و روزهای سختی را پشت سر گذاشت.

امروز با وجود گذشت سال‌ها از پایان جنگ، هنوز آثار آن دوران در این منطقه دیده می‌شود. خاکریزها، سنگرها و یادگارهای باقی‌مانده از روزهای نبرد، هر کدام بخشی از خاطرات آن سال‌ها را برای بازدیدکنندگان زنده می‌کنند.

شاید در نگاه اول، سکوت و آرامش دشت با آنچه در سال‌های جنگ بر این منطقه گذشته، قابل مقایسه نباشد؛ اما کافی است کمی در اطراف قدم بزنیم و به آثار باقی‌مانده نگاه کنیم تا تصور کنیم روزگاری چه اتفاقات سختی در همین نقطه رخ داده است.

اینجا مردانی جنگیدند که بسیاری از آن‌ها جوان بودند و آرزوهای زیادی برای زندگی داشتند، اما در روزهای سخت، دفاع از کشور را انتخاب کردند.

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های تاریخ شرهانی، ماجرای شهدای مفقودالاثر است؛ شهدایی که پیکر برخی از آن‌ها سال‌ها در این منطقه باقی ماند و خانواده‌هایشان مدت‌ها چشم‌انتظار بازگشت نشانی از عزیزان خود بودند.

پس از پایان جنگ، گروه‌های تفحص در این منطقه به جست‌وجوی پیکر شهدا پرداختند. گاهی پیدا شدن یک پلاک، تکه‌ای از لباس یا نشانه‌ای کوچک از یک شهید، پس از سال‌ها انتظار، خانواده‌ای را از چشم‌انتظاری بیرون می‌آورد.

وقتی در چنین منطقه‌ای قدم می‌زنیم، سخت است به مادرانی فکر نکنیم که سال‌ها منتظر بازگشت فرزندشان بودند؛ مادرانی که شاید آخرین تصویر فرزندشان هنگام رفتن به جبهه هنوز در ذهنشان زنده باشد.

حضور خانواده‌های شهدا در مراسم امروز نیز یادآور همین دلتنگی‌ها بود. آن‌ها آمده بودند تا در کنار نسل جدید، یاد عزیزانشان را زنده نگه دارند و بار دیگر از مردانی بگویند که برای دفاع از سرزمینشان از جان گذشتند.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های برگزاری اردوهای راهیان نور، آشنایی نسل جوان با تاریخ دفاع مقدس است. دانش‌آموزانی که امروز به شرهانی آمده‌اند، سال‌ها پس از پایان جنگ متولد شده‌اند و طبیعی است که بسیاری از اتفاقات آن دوران را تنها از طریق کتاب‌ها، تصاویر و خاطرات دیگران بشناسند.

اما حضور در مناطق عملیاتی می‌تواند این شناخت را عمیق‌تر کند. وقتی یک نوجوان در همان نقطه‌ای قدم می‌زند که روزگاری رزمندگان در آن حضور داشتند، بهتر می‌تواند درباره سختی‌های جنگ، ایثار و فداکاری آن‌ها فکر کند.

شاید در ذهن بسیاری از این دانش‌آموزان سؤال‌های زیادی شکل گرفته باشد؛ اینکه رزمندگان آن روزها چه آرزوهایی داشتند؟ چرا از خانواده و زندگی خود گذشتند؟ و چگونه توانستند در آن شرایط سخت مقاومت کنند؟

این سفر فرصتی است تا پاسخ بخشی از این پرسش‌ها را از زبان راویان دفاع مقدس و خانواده‌های شهدا بشنوند و با گذشته کشورشان بیشتر آشنا شوند.

آنچه در شرهانی گذشت، فقط برگزاری یک مراسم و حضور چند کاروان دانش‌آموزی نبود. در این روز، نسل‌های مختلف در کنار هم قرار گرفتند؛ نوجوانانی که با شور و هیجان به دنبال شناخت گذشته بودند و خانواده‌هایی که با عکس عزیزان شهیدشان، خاطرات سال‌های دور را دوباره زنده می‌کردند.

یک طرف، لبخند و شوق دانش‌آموزانی بود که برای نخستین بار چنین فضایی را تجربه می‌کردند و طرف دیگر، اشک مادران و خواهرانی که هنوز با یاد عزیزانشان زندگی می‌کنند.

شرهانی به ما یادآوری می‌کند که تاریخ دفاع مقدس فقط مربوط به گذشته نیست. این تاریخ بخشی از زندگی امروز ماست و شناخت آن به نسل‌های آینده کمک می‌کند بدانند آرامش و امنیت امروز با چه فداکاری‌هایی به دست آمده است.

دانش‌آموزان از این دشت بازمی‌گردند، اما امیدواریم خاطره این حضور و آنچه در این سرزمین دیده و شنیده‌اند، برای همیشه در ذهنشان باقی بماند.

امروز در شرهانی، هم شور زندگی در نگاه نوجوانان دیده می‌شد و هم اشک دلتنگی در چشمان خانواده‌هایی که هنوز با یاد شهیدانشان زندگی می‌کنند؛ دو نسل در کنار هم، در سرزمینی که قصه‌هایش هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.