گاهی حقیقت در سادهترین لحظهها معنا میشود؛ در دویدنهای کودکی که نه سیاست میفهمد و نه پیچیدگیهای جهان، تنها چیزی که در جانش شعله میکشد، «عشق» است.
مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید بود؛ خیابانها لبریز از جمعیت و دلها آکنده از غم. در میان آن هیاهوی باشکوه، دوربینها صحنهای را شکار کردند که تمام جهان را به تحسین واداشت. «مصطفی»، کودک عراقی، وقتی خودروی حامل پیکر مطهر را در چند قدمیاش دید، برایش مهم نبود که چه میپوشد یا دیگران چه فکری میکنند. در آن لحظهِ سرنوشتساز، تنها چیزی که داشت، پیراهنِ روی تنش بود؛ تنها چیزی که میتوانست آن را به تبرکِ حضورِ محبوب برساند.
این خلوصِ کودکانه، بیجواب نماند. دفتر مقام معظم رهبری با پیگیری این ماجرای زیبا، مصطفی را به حضور طلبید تا قدردانِ این دلیِ پاک باشند.
اهدای چفیه، انگشتر متبرک رهبری و قاب عکسی از ایشان، نه فقط یک هدیه، بلکه پیوندی ابدی شد میان این کودک عراقی و مکتبی که برایش جان داد.
مصطفی حالا دیگر نه فقط یک کودک عراقی، که نمادی از عمقِ پیوندِ ناگسستنی دو ملت است؛ پیوندی که در گرمایِ ایمان و حرارتِ عشقِ به آرمانها، مستحکمتر از هر زمان دیگری باقی خواهد ماند.
✍🏻وحید جمالوندی

