✍️نگار صمیم نیا
شاید این صحنه برای بسیاری از معلمان و والدین آشنا باشد: دانشآموزی که حتی برای چند دقیقه روی یک فعالیت ساده متمرکز نمیماند، مدام از شاخهای به شاخه دیگر میپرد و در نهایت، خسته و کلافه، از انجام کار باز میماند.
اختلال در تمرکز یا آنچه بسیاری آن را حواسپرتی مزمن مینامند، امروز به یکی از بزرگترین چالشهای نسل جدید تبدیل شده است. اما آیا واقعاً همه این کودکان دچار اختلالات بالینی هستند، یا ما آنها را در محیطی بزرگ کردهایم که تمرکز کردن در آن، کارِ قهرمانانه است؟
واقعیت این است که ما در عصر اقتصاد توجه زندگی میکنیم. نوتیفیکیشنهای بیپایان، ویدئوهای کوتاه و پرسرعت، و بازیهای هیجانانگیز، همگی طراحی شدهاند تا مغز را در وضعیت پاداشهای فوری قرار دهند.
وقتی کودکی به این سطح از تحریکپذیری عادت میکند، طبیعی است که انجام تکالیف مدرسه، خواندن یک کتاب یا حتی نقاشی کردن برایش کسالتبار و دشوار به نظر برسد. تمرکز، یک مهارت است؛ مهارتی که نیاز به تمرین دارد، اما ما این فرصت را از مغزِ در حال رشدِ کودکانمان دریغ کردهایم.
معتقدم که اولین گام برای کمک به این بچهها، قضاوت نکردن آنهاست. ما نباید برچسب بیشفعال یا بیانضباط را به راحتی روی پیشانیشان بزنیم. به جای آن، باید فضای خانه و مدرسه را کمتحریک کنیم.
حذف عوامل حواسپرتیِ دیجیتال در زمانهای مشخص، تشویق به فعالیتهای هنری و عملی که نیاز به صبر و تداوم دارند (مثل سفالگری یا باغبانی) و از همه مهمتر، آموزش تکنیکهای ساده ذهنآگاهی، میتواند معجزه کند.
راه حل، دارو یا سختگیری بیشتر نیست؛ راه حل، بازگشت به سرعتِ طبیعیِ یادگیری است. ما باید به کودکانمان بیاموزیم که لذت بردن از فرآیندِ یک کار، ارزشمندتر از رسیدن سریع به نتیجه است. اگر بتوانیم در دنیایِ پرشتابِ امروز، جزیرههایی از آرامش و تمرکز برای فرزندانمان بسازیم، نه تنها مشکل تمرکز آنها حل میشود، بلکه نسلی پرورش خواهیم داد که عمقِ نگاه و قدرت تحلیلش، بسیار فراتر از عصرِ کلیپهای پانزدهثانیهای است.

