اهمیت حیاتی جنگلهای بلوط زاگرس و بحران زوال

مقدمه: میراث کهن و ستون فقرات اکولوژیک ایران
جنگلهای بلوط زاگرس، پهنهای رویشی به قدمت بیش از ۵۵۰۰ سال، وسیعترین ناحیه رویشی جنگلی در ایران هستند که با مساحت حدود ۶میلیون هکتار، حدود ۴۰ درصد از کل جنگلهای کشور را دربر میگیرند.
این اکوسیستم کهن که در ۱۱ استان از آذربایجان غربی تا فارس گسترده شده، بیش از آنکه یک مجموعه درخت باشد، ستون فقرات اکولوژیک مناطق غرب و جنوب غرب ایران به شمار میرود.
گونه غالب این جنگلها، بلوط ایرانی(Quercus brantii) است که به دلیل سازگاری بالا با اقلیم خشک و نیمهخشک، نماد مقاومت و پایداری در این منطقه محسوب میشود.
متأسفانه، سالهاست که این گنجینه طبیعی تحت فشار فزاینده عوامل متعدد، با پدیده تلخ “زوال بلوط” و خطر جدی انقراض مواجه است.
اهمیت چندگانه جنگلهای زاگرس
اهمیت جنگلهای بلوط زاگرس را میتوان در سه بعد کلیدی دستهبندی کرد:
الف) اهمیت هیدرولوژیکی و خاکشناسی (حافظ آب و خاک)
• تغذیه آبخوانها و تأمین منابع آبی: زاگرس منبع تأمین ۴۰ درصد از آب شیرین کشور است. جنگلها با ایجاد یک پوشش متخلخل (لاشبرگ) و داشتن ریشههای عمیق، مانند یک “اسفنج طبیعی عظیم” عمل میکنند. این ساختار باعث کند شدن جریان آب، افزایش نفوذپذیری خاک، کاهش تبخیر سطحی و در نهایت، تغذیه پایدار رودخانههای بزرگ (مانند کارون، کرخه و دز) و سفرههای زیرزمینی میشود.
• کنترل فرسایش و جلوگیری از سیلاب: ریشههای بلوط به طور موثری خاک را در دامنههای شیبدار تثبیت میکنند. تخریب این پوشش گیاهی، فرسایش خاک را تشدید کرده و به دلیل عدم جذب آب، عامل اصلی در بروز سیلابهای ویرانگر در مناطق زاگرسنشین است.
• مهار ریزگردها: هر هکتار جنگل بلوط، توان مهار بیش از ۶۸تن گرد و غبار در سال را دارد. نابودی این درختان، مناطق را در برابر هجوم ریزگردها آسیبپذیرتر میکند.
ب) اهمیت زیستمحیطی و تنوع زیستی
• ذخیرهگاه ژنتیکی: در منطقه زاگرس بیش از ۱۸۰ گونه درختی و درختچهای وجود دارد که خود نمایانگر ارزش ژنتیکی بینظیر این اکوسیستم است.
• تنوع زیستی: این جنگلها زیستگاه اصلی گونههای جانوری متعددی هستند. به عنوان مثال، سنجاب ایرانی نقش حیاتی در تکثیر طبیعی بلوط دارد؛ چرا که با ذخیرهسازی دانههای بلوط در خاک و فراموش کردن بخشی از آنها، به زادآوری جنگل کمک میکند. نابودی بلوط به معنای نابودی شبکه غذایی و زیستگاه این گونهها است.
• تعدیل اقلیم: درختان بلوط به دلیل توانایی بالا در جذب دیاکسید کربن، در تعدیل دمای منطقهای و مقابله با اثرات گرمایش جهانی نقش مهمی دارند.
ج) اهمیت اجتماعی و اقتصادی
• این جنگلها محل زندگی و تأمین معیشت مستقیم یا غیرمستقیم میلیونها نفر از جوامع محلی و عشایری هستند که از محصولات فرعی جنگل (مانند مازو، کتیرا و قارچ) یا چرای دام بهرهمند میشوند. فقر و وابستگی معیشتی، متأسفانه خود به عامل تشدید تخریب تبدیل شده است.
عوامل اصلی بحران زوال و انقراض
پدیده زوال بلوط یک بحران چندعاملی و پیچیده است که از تعامل مخرب عوامل طبیعی و انسانی ناشی میشود:
عوامل طبیعی (اولیه)
عوامل انسانی (ثانویه و تشدیدکننده)
تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای متوالی: کاهش شدید بارندگی و افزایش دما، درختان را ضعیف کرده و مقاومت آنها را در برابر آفات کاهش داده است.
بهرهبرداری بیرویه و قاچاق: قطع درختان برای تهیه زغال، چوب سوخت و فروش غیرقانونی چوب که توسط سودجویان یا افراد محلی کمدرآمد انجام میشود.
آفات و بیماریها (زوال بلوط): شیوع قارچهایی نظیر بیماری زغالی بلوط و هجوم حشراتی مانند پروانه برگخوار سفید بلوط و سوسک چوبخوار، که درختان ضعیفشده را از پای درمیآورند.
تغییر کاربری اراضی و توسعه زیرساخت: تبدیل عرصههای جنگلی به زمینهای کشاورزی (کشت زیرآشکوب)، فعالیتهای معدنی و پروژههای راهسازی و سدسازی.
ریزگردها: ذرات گرد و غبار با بستن روزنههای برگ، تبادل گازی درخت را مختل کرده و بنیه آن را تضعیف میکنند.
چرای بیرویه و مدیریت ناصحیح: چرای بیش از حد دام، به خصوص بز، مانع از زادآوری طبیعی و رشد نهالهای جوان بلوط میشود.
پیر شدن تودههای جنگلی: بخشهای متراکمی از جنگلهای زاگرس، ساختار شاخهزاد دارند یا کهنسال هستند که آنها را در برابر بیماری آسیبپذیرتر میکند.
آتشسوزیهای عمدی و سهوی: سالانه هزاران هکتار از جنگلها به دلیل عوامل انسانی دچار حریق میشوند.
این عوامل دست به دست هم دادهاند تا طبق آمار، صدها هزار تا حدود ۱.۴میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس دچار درجات مختلفی از خشکیدگی و زوال شوند.
راهکارهای پیشنهادی برای حفاظت و احیاء
نجات جنگلهای بلوط زاگرس نیازمند یک عزم ملی و برنامه جامع علمی-اجتماعی است:
۱-مدیریت اکولوژیک پایدار:
o اعمال طرح «تنفس» و قرق مناطق: اجرای طرحهای طولانیمدت قرق دام (حداقل ۱۰ سال) در مناطق بحرانی برای امکان زادآوری طبیعی بلوط.
o بانکتسازی و آبخیزداری: اجرای روشهای استحصال آب باران و بانکتبندی (ایجاد حوضچههای هلالی) در دامنه درختان برای افزایش رطوبت خاک و مقابله با خشکسالی.
o کاشت گونههای مقاوم: شناسایی و کاشت گونهها و زیرگونههای بلوط که به آفات، کمآبی و ریزگردها مقاومت بیشتری دارند، به جای تکیه بر تککاشتی.
۲-معیشت جایگزین و مشارکت مردم:
o رفع فقر و توسعه پایدار: مهمترین راهکار، فراهم کردن معیشت جایگزین اقتصادی برای جوامع محلی (مانند توسعه کشت گیاهان دارویی، توسعه گردشگری بومی) تا وابستگی آنان به قطع درختان و زغالگیری کاهش یابد. حفاظت از زاگرس بدون مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست.
o آموزش و ترویج: ارتقاء سطح آگاهی عمومی در مدارس و رسانهها در مورد ارزشهای حیاتی جنگل.
۳-مقابله با تهدیدات زیستی و مدیریتی:
o مبارزه بیولوژیک با آفات: توقف سمپاشیهای غیرضروری و استفاده از روشهای بیولوژیک برای احیای دشمنان طبیعی آفات (مانند سنجابها) و کنترل طغیان آفات.
o تقویت یگان حفاظت: تأمین تجهیزات و نیروی انسانی کافی برای پایش، جلوگیری از قاچاق و اطفاء حریق به موقع.
نتیجهگیری:
جنگلهای بلوط زاگرس، گنجینهای هستند که بقای آنها با سرنوشت آبی، خاکی و زیستی میلیونها ایرانی گره خورده است. زوال این جنگلها، یک فاجعه آرام و چندبعدی است که مستلزم اقدام فوری، علمی و مشارکتی در سطح کلان است. احیای زاگرس، نه یک گزینه، بلکه یک وظیفه ملی و اخلاقی در قبال نسلهای آینده است.
✍️ نگار صمیم نیا
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰