دوگانه های متعارض جهان عرب؛
از عادی سازی پیمان ابراهیم تا احساس خطر موجودیتی در برابر اسرائیل

دکترسیدمحمدرضا موسوی فرد
پژوهشگرحوزه حقوق – علوم سیاسی روابط بین الملل
عضو هیئت علمی دانشگاه
۱): قبل از حمله اسرائیل به دوحه قطر
در جهان عرب، پیمان ابراهیم صحنه تقابل دو دیدگاه کاملاً متضاد بوده است. دو جریان فکری اصلی در این خصوص شکل گرفته که هر کدام استدلالهای خاص خود را دارند:
در یک سو، کشورهایی مانند امارات، بحرین، مراکش و سودان با امضای این پیمان، مسیر عادیسازی روابط با اسرائیل را در پیش گرفتهاند. این دولتها با تأکید بر منافع اقتصادی و حتی با ادعای حمایت از آرمان فلسطین، در پی تثبیت موقعیت خود به عنوان پیشگامان فرآیند عادیسازی در منطقه هستند.
برای مثال، امارات متحده عربی علیرغم تشدید حملات اسرائیل به فلسطینیان و به ویژه نوار غزه، همچنان معتقد است که عادیسازی روابط به نفع مردم فلسطین خواهد بود و منافع اقتصادی قابل توجهی برای هر دو طرف به همراه میآورد.
در مقابل، جریان گستردهتری در جهان عرب و اسلام، عادیسازی روابط با اسرائیل را تهدیدی برای هویت و موجودیت خود میداند. این نگرانی به ویژه پس از حملات اخیر اسرائیل به اماکن مقدس اسلامی از جمله مسجد الاقصی و نیز تعرض به حاکمیت کشورها، شدت یافته است. چنین رویدادهایی نه تنها مسئله فلسطین را بار دیگر در کانون توجهات قرار داده، بلکه موجی از احساسات میهنی و همبستگی عربی-اسلامی در مقابل اسرائیل ایجاد کرده است.
از این منظر، پیمان ابراهیم به معنای نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان و خیانت به آرمان دیرینه آنان تفسیر میشود. این تقابل بین انگیزههای اقتصادی و امنیتی حامیان عادیسازی از یک طرف، و دغدغههای هویتی و ایدئولوژیک مخالفان از طرف دیگر، به بروز تنشها و چالشهای عمیقی در صحنه سیاسی جهان عرب انجامیده است. نمود عینی این تقابل را میتوان در نشستهای اخیر کشورهای عربی و اسلامی مشاهده کرد، جایی که برخی دولتها به حمایت بیچون و چرای فلسطین و مخالفت صریح با هر شکل از عادیسازی روی آورده و تأکید کردهاند که نمیتوان اسرائیل را به پایبندی به تعهدات بینالمللی متعهد دانست.نوعا؛ پیمان ابراهیم تنها یک توافقنامه عادیسازی نیست، بلکه نقطه عطفی بحرانی و جنجالبرانگیز در روابط جهان عرب با اسرائیل محسوب میشود؛ توافقی که به دامن زدن به اختلافات اساسی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه ادامه میدهد.
۲): پس از حمله اسرائیل به دوحه قطر
حمله اخیر اسرائیل به دوحه، پایتخت قطر، معادلات سیاسی در جهان عرب و منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده و به نظر میرسد پیمان ابراهیم را با بحران و تزلزل جدی مواجه کرده است.
این حمله که هدف آن ساختمان محل اقامت رهبران ارشد حماس بود، موجی از شوک و نگرانی در میان کشورهای عربی به ویژه کشورهایی که در مسیر عادیسازی روابط با اسرائیل گام برداشته بودند، ایجاد کرد. اقدام اسرائیل به عنوان پیامی راهبردی و حاکی از رویکرد سلطهجویانه تفسیر شد که نشان میدهد حتی کشوری مانند قطر که در میدانهای دیپلماتیک به عنوان میانجی فعال عمل کرده، از گزند تهدیدات مصون نیست. این رویداد موجب شکلگیری تردیدهای گسترده در میان دولتهای منطقه درباره منطق و آینده همکاری با اسرائیل شده است.
در واکنش به این حمله، کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اتحادیه عرب، به شدت این اقدام را محکوم کرده و آن را تهدیدی برای امنیت و ثبات منطقه خواندند. از سوی دیگر، این حمله موجب تشدید احساس خطر موجودیتی در میان اعراب شده و آنان را به سمت اتحاد بیشتر در مقابل سیاستهای اسرائیل سوق داده است. این مسئله همچنین بر میزان شک و تردیدها درباره پیمان ابراهیم افزوده است. نوعا پیامد این رویداد، تضعیف قابل توجه اعتماد به روند عادیسازی و شکلگیری مجدد گروهبندیهای سیاسی در میان کشورهای عربی با مواضع حمایتی یا مخالف نسبت به اسرائیل بوده است. افزون بر این، برخی تحلیلگران بر این باورند که این حمله عملاً پیمان ابراهیم را در مسیر فروپاشی یا دست کم با چالشهای جدی مواجه کرده و پیامد آن افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و بیثباتی در منطقه خاورمیانه خواهد بود.
از منظر ژئوپلیتیکی، این رویداد پیمان ابراهیم را در بستر یک آرایش جدید منطقهای قرار داده که میتواند به تشدید شکاف میان طرفداران و مخالفان تعامل با اسرائیل بیانجامد. این تحول، روند تشکیل ائتلافهای راهبردی اقتصادی-امنیتی در مقابل بازیگران رقیب منطقهای را با دشواریهای عمدهای مواجه ساخته است.
در ادامه، باید به این نکته اشاره کرد که تشدید تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل، به ویژه در پی این حمله، آسیبهای ملموسی به چشمانداز طرح خاورمیانه جدید و پیمان ابراهیم وارد کرده است. این تحولات، پرسشهای اساسی درباره امنیت منطقهای و تداوم پذیری این پیمان در افق بلندمدت ایجاد نموده است.
حمله اسرائیل به دوحه را باید نقطه عطفی منفی در مسیر اجرای پیمان ابراهیم قلمداد کرد که به توقف نسبی یا حداقل تعلیق روند عادیسازی روابط انجامیده است. این رویداد موجی از بیاعتمادی و تردید سیاسی را در سطح جهان عرب ایجاد کرده که پیامدهای آن در ماههای آینده بیش از پیش نمایان خواهد شد.
این تحولات نشان میدهد که پویاییهای منطقهای چگونه میتواند معادلات به ظاهر پایدار دیپلماتیک را تحت تأثیر قرار داده و مسیر تحولات سیاسی را دگرگون سازد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰