✍️وحید جمالوندی
امروز، فضای سالنهای آزمون سراسری، برخلاف سالهای گذشته، یک غایب بزرگ داشت یا بهتر بگویم، چهار غایبِ سرافراز.
امروز، صبحِ آزمون ۱۴۰۵ است سکوتِ سنگینی بر سالنهای کنکور حکمفرماست؛ اما این سکوت نه از جنس تمرکز برای پاسخ به پرسشها، که از جنس بغض فروخوردهای است که در فضای آموزشی کشور پیچیده است. امروز، وقتی داوطلبان قلم به دست گرفتند تا بر روی کاغذها بنویسند، چهار صندلی، خالی ماند؛ صندلیهایی که حنانه، امیرمحمد، مهدی و ضحی، ماهها برای نشستن بر روی آن رویاپردازی کرده بودند.
آنها داوطلبِ کنکور بودند، اما برای آزمونی سختتر برگزیده شدند.
حملاتِ ددمنشانهی دشمن، دستهای کوچک اما پرتوان آنها را از کتاب و دفتر جدا کرد. حنانه علیزاده از تهران، امیرمحمد احمدی از کرمان، مهدی قضوی از اصفهان و ضحی اشرفی از تهران؛ اینها فقط اسامی چهار شهید نیستند؛ اینها چهار «آینده» بودند که با بیرحمی تمام، در نطفه خاموش شدند.
آنها برای ساختن ایران، برای آرزوهای قدکشیده در دلهایشان و برای لبخندِ رضایت والدینشان برنامهها داشتند. اما امروز، به جای آنکه در میان هیاهوی رقابت و تستزنی باشند، در جواررحمت الهی، بر کرسیهای ابدی نشستهاند. امروز، «بازارِ امید» برای همکلاسیها و همقطارانشان، با دیدنِ جای خالیِ این عزیزان، به بازاری از اندوه بدل شد.
سخن ما با دشمن روشن است….
شما شاید توانستید چهار صندلی را از حضور فیزیکی آنها خالی کنید، اما هرگز نتوانستید «اراده» و «امید» این ملت را هدف قرار دهید. هر قلمی که امروز در دستِ دانشآموزان این سرزمین میچرخد، ادامهدهنده راهی است که خون این شهدا آن را آبیاری کرده است. میزهای خالی امروز، نمادِ مظلومیت و در عین حال، فریادِ بلندِ حقطلبی ماست.
ما امروز بیش از آنکه نگران پاسخنامههای کنکور باشیم، به یاد آن چهار عزیز سفرکرده هستیم که نشان دادند برای دفاع از ارزشهاگاهی باید از پشتِ میزِ درس به میدان ایثار پر کشید.
سلام بر حنانه، امیرمحمد، مهدی و ضحی؛ که در آزمون عشق، نمره قبولی گرفتند و پیش از آنکه ورقهای کنکور دنیوی را پر کنند، کارنامه پرافتخارِ شهادت را به امضای حضرت حق رساندند.
خداوند به خانوادههای این عزیزان، صبر زینبی عنایت کند و نام و یاد این چهار ستارهی درخشان را در تاریخ علم و جهاد این مرز و بوم، جاویدان بدارد.
راهشان پررهرو و یادشان تا ابد در قلبهای ما زنده باد.

