تاریخ انتشار: چهارشنبه 1 بهمن 1404 - 21:28

با توجه به ناتوانی مالی بسیاری از خانواده‌ها در خرید مسکن، دولت باید با ارائه مشوق‌ها و تأسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری ملکی، سرمایه‌گذاران را به ساخت و عرضه واحدهای مسکونی مخصوص اجاره بلندمدت تشویق کند.

چالش تأمین مسکن به یکی از پیچیده‌ترین و بزرگترین مسائل اجتماعی و اقتصادی در کلان‌شهرهای ایران تبدیل شده است. مسکن نه تنها یک کالای اقتصادی و دارایی محسوب می‌شود، بلکه یک نیاز اولیه و حق شهروندی است که تأمین آن مستقیماً بر رفاه، ثبات خانواده و توسعه اقتصادی تأثیر می‌گذارد. با این حال، در سال‌های اخیر، افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها، ناتوانی مالی خانوارها و سیاست‌گذاری‌های ناکافی، این حق اساسی را از دسترس بسیاری از جوانان و اقشار کم‌درآمد دور ساخته است.

۱. دلایل اصلی بحران مسکن:

بحران مسکن در کلان‌شهرها، ریشه در ترکیبی از عوامل اقتصادی، مالی و مدیریتی دارد:

الف. عوامل کلان اقتصادی (تورم و نقدینگی):

سرمایه‌ای شدن مسکن: در شرایط تورم بالا و بی‌ثباتی اقتصادی، مسکن به جای مصرف، به یک کالای سرمایه‌ای امن تبدیل می‌شود. بخش زیادی از نقدینگی سرگردان جامعه برای حفظ ارزش دارایی، به سمت خرید ملک هجوم می‌آورد و قیمت‌ها را به صورت حبابی افزایش می‌دهد.

رابطه مستقیم با قیمت ارز: هزینه مصالح ساختمانی و تجهیزات، ارتباط مستقیمی با نرخ ارز دارد. با هر نوسان ارزی، هزینه تمام‌شده ساخت و به تبع آن، قیمت نهایی مسکن افزایش می‌یابد.

ب. عوامل مرتبط با عرضه و تولید:

کمبود زمین مناسب و زیرساخت‌ها: در کلان‌شهرها، به دلیل محدودیت زمین‌های قابل ساخت و نیاز به تأمین زیرساخت‌های گران‌قیمت (آب، برق، گاز)، هزینه تولید مسکن بالاست.

طولانی بودن فرآیند صدور مجوز: فرآیندهای اداری زمان‌بر برای دریافت مجوز ساخت، باعث کاهش سرعت عرضه مسکن می‌شود و سازندگان را از ورود به بازار منصرف می‌کند.

ج. عدم تطابق تقاضا و عرضه:

تقاضای انباشته: کاهش شدید توان خرید در سال‌های اخیر، باعث شده است که افراد زیادی (به خصوص جوانان و زوج‌های جدید) نتوانند خانه بخرند. این امر منجر به انباشت تقاضا در بازار اجاره و بازار خرید می‌شود.

خانه‌های خالی: به دلیل ماهیت سرمایه‌ای مسکن، تعداد زیادی از واحدهای مسکونی بدون استفاده باقی می‌مانند. این خانه‌ها از چرخه مصرف خارج شده و کمبود عرضه را در بازار اجاره و خرید تشدید می‌کنند.

۲. پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بحران مسکن:

ناتوانی در تأمین مسکن مناسب، تأثیرات گسترده و مخربی بر جامعه و اقتصاد می‌گذارد:

تأخیر در تشکیل خانواده و ازدواج: افزایش سرسام‌آور هزینه‌های اولیه زندگی، به ویژه تأمین مسکن، یکی از موانع اصلی ازدواج و تشکیل خانواده در میان جوانان است.

افزایش حاشیه‌نشینی: بسیاری از اقشار کم‌درآمد مجبور به سکونت در حاشیه شهرها، بافت‌های فرسوده و مناطق فاقد خدمات زیرساختی مناسب می‌شوند که پیامدهای اجتماعی و امنیتی به دنبال دارد.

فشار بر طبقه متوسط: طبقه متوسط به طور فزاینده‌ای از توان خرید خانه محروم شده و بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اجاره‌بها می‌کند. این امر، قدرت پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و در نهایت رشد اقتصادی خانوارها را کاهش می‌دهد.

کاهش بهره‌وری نیروی کار: طولانی شدن مسیر رفت‌وآمد از حومه به مرکز شهر (به دلیل سکونت در مناطق ارزان‌تر) و فشار روانی ناشی از ناامنی مسکن، بر سلامت روانی و بهره‌وری افراد تأثیر منفی می‌گذارد.

۳. راهکارهای سیاست‌گذاری برای حل بحران:

حل چالش مسکن نیازمند یک رویکرد جامع، پایدار و خارج از نگاه صرفاً مالی و اقتصادی است:

کنترل کلان اقتصادی (اولویت اول):

مهار تورم و نقدینگی: اصلی‌ترین راهکار، کنترل نقدینگی و مهار تورم عمومی است تا انگیزه سرمایه‌ای شدن مسکن از بین برود و مسکن دوباره به کالای مصرفی تبدیل شود.

تنظیم بازار و شفافیت:

اخذ مالیات از خانه‌های خالی: اجرای مؤثر مالیات بر خانه‌های خالی، عرضه مسکن را به بازار افزایش داده و تقاضای سوداگرانه را کاهش می‌دهد.

شفاف‌سازی و رصد قیمت‌ها: استفاده از سامانه‌های شفاف برای ثبت قراردادها و رصد قیمت‌ها، جلوی سوداگری و قیمت‌گذاری کاذب را می‌گیرد.

حمایت از عرضه مسکن استطاعتی:

تأمین زمین رایگان یا ارزان: دولت باید زمین‌های دولتی در حاشیه شهرها را با هدف ساخت مسکن حمایتی و استطاعتی (Affordable Housing) تأمین کند.

افزایش تسهیلات مؤثر: اعطای وام‌های مسکن با نرخ بهره پایین و دوره بازپرداخت طولانی‌تر، متناسب با قدرت پرداخت دهک‌های پایین و متوسط.

توسعه مسکن اجاره‌ای و استیجاری:

با توجه به ناتوانی مالی بسیاری از خانواده‌ها در خرید مسکن، دولت باید با ارائه مشوق‌ها و تأسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری ملکی، سرمایه‌گذاران را به ساخت و عرضه واحدهای مسکونی مخصوص اجاره بلندمدت تشویق کند.

بحران تأمین مسکن در کلان‌شهرها، یک بحران مالی و اجتماعی است که بدون حل چالش‌های کلان اقتصادی و مهار تورم، نمی‌توان آن را به طور کامل حل کرد. با این حال، اجرای همزمان سیاست‌هایی چون مالیات بر سوداگری، حمایت از تولید انبوه مسکن استطاعتی، و توسعه بازار اجاره می‌تواند فشار را از روی خانوارهای کم‌درآمد برداشته و گامی مهم در جهت تحقق حق مسکن بردارد.

✍️نگار صمیم نیا