تاریخ انتشار: یکشنبه 31 خرداد 1405 - 15:18

امروز نام محمدمهدی بیرامی تنها نام یک شهید نیست؛ نام جوانی است که آینده، جوانی، عشق و آرزوهایش را برای امنیت ایران فدا کرد. او رفت، اما روایت غیرت، ایمان و فداکاری‌اش برای همیشه در حافظه این سرزمین خواهد ماند.

بعضی از مادرها، سال‌ها رؤیای پوشاندن لباس دامادی بر تن پسرشان را در دل می‌پرورانند؛ رؤیایی که با هزار امید و آرزو بزرگ می‌شود. اما گاهی تقدیر، لباس دیگری برای فرزندشان برمی‌گزیند؛ لباس سرخ شهادت.

محمدمهدی بیرامی، متولد هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۳، تک‌فرزند خانواده بود؛ جوانی مؤمن، خوش‌اخلاق و پر از آرزوهای شیرین زندگی. او نیروی پدافند هوایی هوافضا بود و دفاع از آسمان ایران را وظیفه خود می‌دانست.

مادرش می‌گوید قرار بود به‌زودی برای خواستگاری‌اش بروند. دل مادر، سرشار از شوق دامادی تنها پسرش بود. اما محمدمهدی با همان آرامش همیشگی گفته بود: «مادر، صبر کن… اول جنگ تمام شود، بعد داماد می‌شوم.»

او نمی‌دانست که جنگ، پایان دیگری برایش رقم زده است؛ پایانی که آغاز جاودانگی بود.

در حمله رژیم صهیونیستی به محل استقرار نیروهای پدافند در گرمدره، تونل محل خدمت محمدمهدی و ۴۱ همرزمش هدف بمباران قرار گرفت. راه خروج بسته شد و این ۴۲ جوان غیور، نزدیک به ۴۸ ساعت در دل تاریکی و زیر آوار، در کنار هم ماندند؛ مردانی که تا آخرین لحظه، سنگر دفاع از ایران را ترک نکردند.

وقتی پیکرهای مطهرشان از زیر آوار بیرون آورده شد، صحنه‌ای جانسوز پیش روی امدادگران بود؛ گویی این ۴۲ برادر، آخرین لحظات زندگی را شانه‌به‌شانه هم سپری کرده بودند. تصور آن ساعت‌های سخت، آن سکوت، آن دعاها و نگاه‌های آخر، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

اما شاید شگفت‌انگیزترین بخش زندگی محمدمهدی، تقارن آغاز و پایان زندگی او باشد. او در هفدهم ماه مبارک رمضان متولد شد و در همان روز نیز به فیض عظیم شهادت رسید؛ گویی خداوند، روز تولدش را روز دیدار خویش قرار داده بود. چه سعادتی بالاتر از اینکه آغاز زندگی و آغاز جاودانگی یک انسان، هر دو در یک روز رقم بخورد.

محمدمهدی هرگز لباس دامادی بر تن نکرد؛ اما با لباس سرخ شهادت، داماد آسمان شد. آرزوی مادر بر زمین ماند، اما آرزوی خود او، یعنی دفاع از وطن، تا آخرین نفس تحقق یافت.

امروز نام محمدمهدی بیرامی تنها نام یک شهید نیست؛ نام جوانی است که آینده، جوانی، عشق و آرزوهایش را برای امنیت ایران فدا کرد. او رفت، اما روایت غیرت، ایمان و فداکاری‌اش برای همیشه در حافظه این سرزمین خواهد ماند.

سلام بر جوانی که در هفدهم رمضان چشم به دنیا گشود و در همان روز، چشم به دیدار پروردگارش.

#شهدای_جنگ_رمضان_ایلام
#هر_خبرنگار_راوی_یک_شهید

✍️وحید جمالوندی