تاریخ انتشار: یکشنبه 20 اردیبهشت 1405 - 18:18

هر روز که روایت تازه‌ای از خانواده‌های شهدا می‌شنویم، زخم‌ها عمیق‌تر می‌شود. هر تصویر، هر خاطره و هر نام، قلبمان را دوباره به درد می‌آورد. اما در میان تمام این تلخی‌ها، حقیقتی بزرگ قد کشیده است.

این روزها که سکوت شکسته و اینترنت دوباره جان گرفته است، تازه می‌فهمیم بر این سرزمین چه گذشته است. روایت‌ها یکی‌یکی از راه می‌رسند؛ روایت‌هایی که هر کدام بوی دود، اشک، آوار و دلتنگی می‌دهند.

تا دیروز فقط صدای انفجار را می‌شنیدیم، اما امروز صدای شکستن قلب مادران را هم می‌شنویم. امروز می‌فهمیم در هر خانه‌ای جنگی برپا بوده؛ جنگی میان امید و اضطراب، میان دعا و انتظار.

نمی‌دانم از کجا شروع کنم…

از مادری بگویم که هنوز چشم به در دوخته تا شاید فرزند مفقودش بازگردد؟ از پدری که با دستان خالی، آوار را کنار می‌زد تا عزیزش را پیدا کند؟ از کودکانی که قرار بود زنگ مدرسه را بشنوند، اما صدای انفجار آخرین صدایی بود که شنیدند؟

از مدرسه میناب بنویسم که دفترهای کودکانش ناتمام ماند؟ از بیت رهبری که هدف حمله قرار گرفت؟ از ناو دنا که هنوز چشم‌انتظار مفقودانش است؟ یا از صدها خانواده‌ای که عزیزانشان زیر آوار ماندند و با خاطره‌ای ناتمام زندگی را ادامه می‌دهند؟

راستش دیگر نمی‌دانم از کدام شهر بنویسم؛ شهری که زخمی نشده باشد، خیابانی که بوی باروت نگرفته باشد، یا خانه‌ای که سهمی از داغ این روزها نداشته باشد. انگار تمام ایران، یک روایت مشترک دارد؛ روایت صبوری، ایستادگی و داغ.

هر روز که روایت تازه‌ای از خانواده‌های شهدا می‌شنویم، زخم‌ها عمیق‌تر می‌شود. هر تصویر، هر خاطره و هر نام، قلبمان را دوباره به درد می‌آورد. اما در میان تمام این تلخی‌ها، حقیقتی بزرگ قد کشیده است.

تا آخرین لحظه، مدافعان این سرزمین ایستادند؛ جان دادند تا ایران بماند، تا امنیت بماند، تا پرچم سه‌رنگ این سرزمین بر زمین نیفتد. اگر امروز ما روایت‌ها را می‌خوانیم، به احترام کسانی است که نگذاشتند نام ایران خاموش شود.

و پایان همه این روایت‌های تلخ، تنها یک جمله است؛ ایران زخمی شد، اما زانو نزد.

ملتی که داغ دید، اشک ریخت و عزیز از دست داد، باز هم کنار هم ایستاد. شب‌های اقتدار این سرزمین، تنها در میدان نبرد رقم نخورد؛ در دل مادرانی رقم خورد که صبور ماندند، در نگاه پدرانی که خم نشدند، در غیرت رزمندگانی که تا آخرین نفس جنگیدند و در مردمی که اجازه ندادند پرچم ایران بر زمین بماند.

شاید سال‌ها بگذرد، اما تاریخ خواهد نوشت؛ ایران، بهای ایستادگی را با خون بهترین فرزندانش پرداخت، اما نامش را سربلند در جهان حفظ کرد.

✍️آرزو جمالوندی